تاریخچه نوغانداری و ابریشم بافی
      
براساس مدارک و شواهد تاریخی اولین کشوری که به صنعت نوغانداری و تولید ابریشم دست یافت ، کشور چین بود که این زمان را مورخین  2650 قبل از میلاد مسیح ثبت کرده اند .( ریاضی/ 1382  / 21) بنا به یک  روایت کشف ابریشم را به "لی تسو" ( Lei-teso ) نخستین معشوقه "هوانگ تی"((Hiwang - ti امپراطور افسانه ای چین نسبت داده اند . ( بلوندا / 1383/1)   در این روایت آمده است که بانو سوگل زیر درخت توت در باغش قدم می که ناگهان زد پیله ی سفید را از روی برگهای درخت توت دید و برداشت ، این بانو بی خیال با پیل بازی می کرد که به طور کاملا تصادفی پیله در فنجان چایش می افتد در این نگام بود که پی می برد می تواند یک تار و یا بلندسفید و از پیله بیرون بکشد

   
راز پرورش و ریسندگی آن رازی بود که سالها از دیوار بزرگ چین به بیرون رخنه نکرده بود ولی بلاخره دیگر جهانیان به این راز پی بردند و به این صنعت دسترسی پیدا کردند .( فرانک /1376 /77) اولین نشانه های بافنه های ابریشمی در ایران در ادبیات دوره کلاسیک یونان و در کتاب آریستوفان Aristophans  دیده می شود .

   
عبور جاده ابریشم از ایران که محموله های ابریشمی چین از این راه به کشور های اروپایی حمل می شد ، موجب رواج صنعت نوغانداری در ایران گردید و کشور ما از جمله کشورهایی بود که در زمینه تولید پیله و ابریشم دارای شهرت جهانی بود ه ، بطوریکه در قرون پنجم و ششم میلادی یعنی دوره سلطنت ساسانیان این صنعت رونق چشمگیری داشت در زمان ساسانیان الیاف و پارچه های ابریشمی از چین به ایران وارد می شد که بافندگان ایرانی برای نخستین بار طرحهای پیچیده ای روی پارچه می دیدند ولی سقوط این دوره موجبات رکود صنعت نوغانداری را فراهم آورد . ( ورلف/1357/ 157) ایرانیان در زمان ساسانیان از جمله پرورش دهندگان و ریسندگان الیاف ابریشمی بودند . اولین نشانه بافته های ابریشمی ایران درادبیات دوره کلاسیک یونان و در کتاب آریستوخان دیده می شود .

   
ابریشمی که در ابتدا در نواحی مرو گسترش داشت بین قرون ششم تا دهم میلادی به تدریج به ایالات گرگان و طبرستان و گیلان نفوذ یافت و در مرحله بعد به نواحی مرکزی ایران راه یافت . ( جهان بخش توب ، ابریشم گیلان ص 146 )،( ریاضی/1382/ 23) برتولد اشپولر در کتاب ایران در قرون نخستین قرون اسلامی می نویسد : " تولید ابریشم و بخصوص کار گا ههای ابریشم بافی و ابریشم تابی در این منطقه ، گرگان(به ویژه استرآباد) از گذشته دور اهمیت داشته است. ( اشپولر/1372/210) در زمان مغول ابریشم گرگان به شهرهای دیگر ایران ازجمله یزد فرستاده می شد ، در دوره ایلخانان به سال 693 ه . ق ( 1293 م ) بازرگانان جنوایی یک خط کشتیرانی در دریای خزر دایرکردند و قصد داشتند ابریشم شمال ایران ( ازجمله استرآباد ) را از طریق رودهای دن و ولگا به اروپا برسانند .  ( فرانک /1376/ 77 ) دوره صفویه را به دلیل ثبات سیاسی می توان عصر شکوفایی این فعالیت دانست بطوریکه میزان تولید آن در حدود  3000  تن در سال برآورد شده است . (بروشور جهاد کشاورزی پروش کرم ابریشم /1 ) حتی شاه صفوی تجارت ابریشم را شخصا خود در اختیار داشت . بطوریکه شاه عباس در تهیه و تولید ابریشم کوشش فراوانی نمود و ولایات شمالی ایران را که در تولید ابریشم بسیار فعال بودند به املاک خاصه تبدیل نمود . ( جهانبخش تواب / ص 152 ) در دوره افشاریه تولیدات مازندران و استر آباد غالبا َ در داخل کشور مصرف می شد و کمتر به خارج فرستاده می شد. ( شعبانی/1373/333) مهمترین مراکز پرورش و تولید نوغان و ابریشم ایران در دوره سلطنت قاجار همواره ولایات شمالی ایران من الجمله استرآباد بوده است . ( جرج کرزن / ایران و قضیه ایران/جلد اول ص 486 )

 
     یکی از تولیدات صاداراتی استرآباد به روسیه ابریشم خام بوده است . بطوریکه مازندران و استرآباد در سال 1290 ه . ق حدود
  8 تن و در سال 1304 ه .ق حدود 16 تن و در سال 1307 در حدود 15 تن ابریشم خام تولید داشته  که بیشتر آنرا به روسیه صادر گردیده است . ( اونق/1381 /49 ) در زمان سلطنت قاجار به دلیل شیوع بیمای مهلک پیبرین که از اروپا به ایران سرایت کرده بود مجددا دوره رکود ابریشم ایران آغاز گردید و میزان تولید را از سرانه 3000 تن به 100 تن کاهش داد. (  اونق /1381/50   )

 
ابریشم بافی :
     رشته ابریشم ، الیافی است که به واسطه ی برخی از انواع کرمهایی که برای حفاظت از خودشان پیله می سازند ، تولید می شود .
      جهت تهیه تارهای ابریشم بایستی رشته حیات پیله را قبل از رسیدن به مرحله شفیرگی قطع و به اصطلاح آن را خفه نمود تا از تبدیل آن به پروانه جلوگیری شود . جهت این اقدام معمولا دراین منطقه پیله هارا به مدت یک الی دو روز درآفتاب پهن می کنند و یا با بخاردادن این اقدام را انجام می دهند ، البته روشهای صنعتی و پیشرفته نیز بکار می رود .  (خسروی /1381/28 ) سپس پیله ها ابریشمی راکه در این مرحله پیک نامیده می شود ،( کسرائیان /  /14) داخل دیگ های آب جوش چدنی " پاتیل " بنام محلی قازان می ریزند برای این امرحداقل به دونفر نیاز است . یک نفر در کنار دیگ نشسته و پیله هارا به هم می زند این عمل باعث می گردد که تارهای ابریشم در روی آب دیگ جمع شوند در این موقع تارهای فوق را از دیگ گرفته و از درون فلزی که دارای 3 تاب با قطر حدود 2 سانتی متر عبور می دهند ، سپس روی یک قرقره چوبی عبور داده و به دور محور دستگاهی که با دست می چرخد که در گویش ترکمنی نیز بدان " کلدان " نیز گفته می شود ، کلاف می کنند . ابریشم خامی که بدین صورت تهیه می شود ، با آب سرد آب کشیده و سپس خشک می شود.

     برای آماده کردن الیاف ابریشم بدست آمده جهت بافت اقدام ذیل را روی آن انجام می دهند :
1-
خواباندن      2- کاتر  3- سفید گری    4- رنگرزی    5- آهار زدن        6- کلاف کردن (جزوه صنایع گرکان 22 )
حال نوبت به ریسیدن الیاف بدست آمده می باشد . این عمل را با دستگاهی بنام چرخ نخ ریسی بنام پریک یا پروانه انجام می دهند ، با یک دست چرخ را به حرکت در می آورند و با دست دیگر توده الیاف را به طرف دوک هدایت می نمایند . دوک دارای حرکت دوران بوده که این حرکت از طریق چرخش ، چرخ به آن منتقل می گردد . (خسروی/1387  ) بعد از عملیات حلاجی و ریسندگی می بایستی عملیات بافندگی روی نخها صورت پذیرد تا آماده برای بافتن روی دستگاه گردد. این مراحل مقدماتی بافندگی از قبیل آهار دادن ( مخصوص بافت با دستگاه های ماشینی است ) - آماده سازی ماسوره - طراحی - وردکشی - چله کشی یا اسنو پیچی می باشد .

بطور کلی بافتن عبارت از تبدیل دو ردیف نخ به پارچه که یک ردیف نخ درطول پارچه کشیده می شود و نخ تار نامیده می شود و دیگری در نخ عمودی یا عرضی پارچه که نخ پود نام گذاری گردیده است .

عمل بافتن درگیر کردن نخ های تار و پود به یکدیگر است که از زمانهای بسیار قدیم توسط انسانهای اولیه نیز به همین منوال اجرا می شده است و کوشش بشر تنها بخاطر تکمیل این صنعت دیر پا بوده است . شایان ذکر است دستگاه بافندگی دستی مورد استفاده در استان گلستان از چوب تهیه می شود و دلیل این امر می تواند مزایا سبک بودن آن هنگام حمل ونقل و تعویض قطعه شکسته شده و پتانسیل جنگل استان گلستان می باشد

دستگاه ابریشم بافی سنتی در استان گلستان به صورت گودال در میان زمین می باشد که این شکل از دستگاه ، سنتی ترین و ساده ترین و ابتدایی ترین نوع دستگاه بافت محسوب می گردد که تمامی اجزاء  این دستگاه توسط خود هنرمند تهیه و نصب می گردد . اجزاء مختلف دستگاه ابریشم بافی از قبیل ذیل می باشد :

1.
دفتین : عمل دفتین محکم کردن یا چسباندن پود گذاشته در میان تارو پود یا لبه کار است .
2.
وردها : قاب مستطیل شکلی است که میل میلکها درداخل آن قرار گرفته و با بالا رفتن و پائین آمدن آنها دهنه ای درمیان نخهای تار ایجاد کرده تا بتوان عمل پود گذاری را انجام داد.
3.
شانه بافندگی : جنس آن بیشتر از نی بوده  و وسیله ایست برای منظم نگاه داشتن نخ های تار
4. میل میلک
5. غلطک پارچه پیچ ( نورد ): در جلوی دستگاه نصب گردیده و جهت پیچاندن پارچه های بافته شده مورد استفاده قرار می گیرد.
6.
غلطک چله پیچ ( اسنو ) : برای اینکه نخ های تار چله کشی شده را که طول آنها نیز تا حدودی طولانی است کنترل نمایند از این وسیله استفاده می شود .
7.
پدال : جهت بالا و پایین بردن وردها از پدال استفاده می شود .
8.
ماکو : وسیله ای است که ماسوره حاوی نخ داخل آن قرار می گیرد و با عبورماکو ازنخهای تار عمل پودگذاری انجام می گیرد
9. ماسوره : نخ های پود به دور آن پیچیده می شوند و در داخل ماکو قرار می گیرد . (  بازغی / 1382/ 35)

عملیات بافت :
پس از انتخاب طرح عمل چله کشی انجام میگیرد . در صنعت نساجی دستی جهت انجام چله کشی از وسایل بسیار ساده و ابتدایی استفاده می شود، که به سه روش اجرا میگردد:

1-
در یک زمین مسطح در فواصل مختلف چوبهایی را در زمین فرو می نمایند و آنگاه مبادرت به چله کشی می کنند که به آن چله کشی زمینی می گویند .

2- کوبیدن میخ های بلند بر سطح دو قطعه تخت در فواصل معین که بر روی دیوار نصب می نمایند استفاده می گردد و به آن چله کشی دیواری می گویند .

3- وسیله ای که به صورت چرخ و فلک که معمولا از جنس چوب می باشد و حرکت دورانی دارد استفاده می شود و به آن دستگاه چله کشی دورانی می گویند .

بعد ازاینکه چله کشی به پایان رسید ،  نخ های تار " آرش " را روی دستگاه بافندگی قرار داده و وردها را به پدال متصل می کنند .
نخ های تار را به چند دسته تقسیم می نمایند و به غلطک پارچه پیچ می بندند ، با کشیدن پدال دهنه کار ایجاد می شود ، سپس ماکوی حامل ماسوره که نخ های پود " آرقاچ "  دور آن پیچیده شده است را از کانال ایجاد شده ، عبور می دهند و پدال را به جای اول خود برگردانده و عمل دفتین زدن انجام می گیرد . (خسروی / 1389/  33)

منسوجات ابریشمین استان گلستان :
شال ، چادر شب ( چار شو ) ، دستمال (جیویاقلق )، روسری (نومال یا باسما )، نوار ، عرق چین پیشانی بند یا پیشمندانی یا آلنق ، قالی ، قیطان ، پیراهن ، دامن زنانه ،  شلوار، کلاه زنانه ، جلیقه زنانه ، سفره 

چادر شب :
چادر شب را به عنوان مهم ترین و پر مصرف ترین و معروف ترین محصول ابریشم بافی استان
گلستان می دانند ، پارچه مخصوص چادر شب در کل با پارچه های لباس فرق دارد ، این پارچه ها
به صورت رنگارنگ و چهارخانه می باشد و تنوع رنگها اکثرا قرمز ،  آبی ،  بنفش و سفید است .

کاربرد تولیدات ابریشمی :
ابریشم بافان با استفاده از تکنولوژی بسیار ساده و سنتی به بافت پارچه های ابریشمی به منظور تهیه منسوجات ابریشمین می پردازند ، متاسفانه با رواج پارچه های ماشینی ارزان قیمت ، کاربرد آن تا حد بسیار بالایی کاهش یافته است . در استان گلستان از این منسوجات ارزشمند در برخی موارد ذیل استفاده می شود :
در مراسم عروسی ، جشن صله بران و حنا بندان از منسوجات ابریشمی استفاده می شود . از چادر شب در گذشته برای تزئین ماشین عروس و همچنین در هنگام جهاز بردن (به عنوان وسیله ای برای پیچیدن لحاف و تشک ) استفاده می شود ، دستمال ابریشمی نیز در مراسم عروسی به مهمانان هدیه داده می شود . در مراسم عذا عذا نیز از چادر شب به عنوان زیر انداز برای کفن میت و پوشاندن بدن میت مورد استفاده قرار می دهند و همچنین دستمال ابریشمی را به غسال و قبر کن داده می شود.